
شنیدم من زمانی مردی از نور به میدان آمدش بی هیچ دستور
تمام کفر و جور از جا پریدند تقلا بحر حفظ جان خزیدند
به روزی که همه دل خسته بودند به روزی که همه بنشسته بودند
ندا آمد ز پیر از اوج ایمان نترسید اندر این دنیا به یک آن
به سربازان اصلی کن نظاره که گریه او کند در گاهواره
توانا بود آن مرد خدایی توانا شد به ازن لایزالی
برون کرد آن خبیث خیره سر را منور کرد دلها را به هر جا
به یک جوش و خروش و جان فشانی برون شد فتنه در لانه نشانی
در آن ایام روح انگیز و شادی بنی صدر آمد از سوز و عنادی
چو خواهی در زمین ورزیده گردی شروع شد جنگ تحمیلی به سردی
بیا و بین بنی صدر از حقارت فراری شد، لباسش اوج خفت
درون جبهه ها غوغا به پا بود خدا آنجا شفیع بچه ها بود
جوانان دسته دسته پر کشیدند شنیدم مادر سادات دیدند
دوباره سنگر عشاق پر شد دوباره چشم پیر از گریه پر شد
بگفتا بین تو اکنون در توانم نباشد جز دعا بر هر جوانم
جوانان عاشق و گریه به فریاد جوانان را خدا بر دل جلا داد
شنیدم من کسانی خسته بودند به این دنیا همه دل بسته بودند
نوشتند نامه بر پیر هدایت خوراندند جام زهر در اوج رخوت
شاید ادامه داشته باشد(ققنوس)
_____________________________
پ.ن: مثل بیشتر اشعارم کلی ایراد داره
نظرات ()با دوستان رفته بودیم بهشت سکینه. چون ظرفیت بهشت زهرا(س) تکمیل شده، مکانی تو ظلع جنوبی بهشت زهرا(س) برای اموات پیش بینی شده. جالب اینجاست که اونجا نیازی به خرید محل دفن(قبر) نیست. و قبر رایگان هست. نمیدانم چرا. شاید مرگ آسان شده. شاید زمانه طاقت نداره که آدمهای این دوره و زمانه رو تحمل کنه. و می خواد که زودتر اینجا رو ترک کنند. نمیدانم. نمیدانم.
سوال بود که تو اونجا میومد تو ذهنم. انواع و اقسام افکار که مثل خوره 10 سالی هست رفته تو وجودم، دوباره زنده شدند.
به راستی من هم روزی خواهم مرد؟
یعنی من روزی جناب ملک الموت رو ملاقات خواهم کرد؟
یعنی من روزی روی سنگ مرمر غسل خواهم دید؟
وای خدا من. من طاقت ندارم.
اینهمه قبر در کنار هم. اینهمه آدم خوب و بد. زبان و دلم طاقت گفتن بعضی از حرفها را ندارد.
اصلا اون دنیا چه شکلی به خود دارد؟
اصلا شکل دارد یا نه؟
وای وای وای. یه لحظه سردی وجودم رو فرا گرفت.
اصلا مگر قرار نیست که من روزی بمیرم؟ پس چگونه به خودم اجازه می دهم که در این سرای فانی بخندم و شادی کنم؟ به راستی چقدر احمقانه به نظر میرسه که کسی تو این دنیا با قهقهه بخنده. مگه چی شده؟ نمیدانم. من هیچ نمیدانم. فقط می دانم که دهشت آور است. رفتم میان قبور خالی. عکسی برایتان گرفتم. جواب دهید؟

کدومش مال منه؟
چجوری دفن خواهم شد؟
با چه رویی حرف خواهم زد؟
پس چرا... ؟
خدایا شرمنده ام .شرمنده. مرا میبخشی؟
______________________________________
پ ن: اصلا دوست نداشتم که انرژی منفی بدم
نظرات ()لطفا این مطلب رو تا انتها مطالعه بفرمایید.
اگر با انصاف باشیم خواهیم دید که معنویات و مادیات هر دو برای زندگی بشر لازمند. ولی آیا این دو با هم قابل قیاس هستند. یا مثلا برای بشر مادیات لازم است یا کوله باری از معرفت و معنویات.
ضمنا اگر کسی بتواند دین مسیحیت را تمام و کمال رعایت کند، در کنار مسلمانان واقعی در بهشت خواهد بود. هیچ عاقل بالغی نمی گوید که انسانهای غیر مسلمان همه به جهنم میروند. نه اصلا. البته بحث های فلسفی نیز در این باره زیاد است که بعضی می گویند حصر گرایی . بعضی دیگر کثرت گرایی و ... . اصلا بهشت و جهنم مگر فرمول مشخصی دارند که این و آن را بهشتی و جهنمی می کنیم. ما همگی به امید بخشش و عفو و لطف و کرامت بی پایان خداوند راهی آن دنیا می شویم. تازه باز از مرگ و ترس واهمه داریم. انسان مادی همین می شود که دو دستی این دنیا را میچسبد و ولش نمی کند. بماند.
ببینید مسلمانان چه نظر و عقیده ای نسبت به غیر مسلمانان دارند و غیر مسلمانان چه نظری نسبت به مسلمانان. آنوقت میبینید که کدام گروه با فضائل ترند.
مثالی می زنم از همین کسایی که می گویند دین اسلام به درد نمی خورد. چون تکنولوژی در دست مسیحیان و یهودیان است. گرچه من خودم شاهد آن هستم که ایرانیها با سرعت فراوان در حال نزدیک شدن به قله های پیشرفت هستند. لطفا به این جمله ی قبلی من حسن ظن داشته باشید. انگلستان که از آن به عنوآن استعمار پیر نام میبرند. و غلط های بزرگی را انجام داده است و خود می دانید.
فقط یکی می گویم. انگلستان یا بریتانیا این کفتار پیر، به سال 1917-1919 یک هلوکاست واقعی را به سر اجداد ما در ایران آورد. من با سند حرف میزنم. در جنگ جهانی اول جمعیت ایران حدود بیست میلیون نفر بوده. که بر اثر یک قحطی که بریتانیا باعث آن بود حدود هشت تا ده میلیون نفر از مردم سرزمینمون رو کشت. حدود چهل درصد از جمعیت ایران. و ما بسیار ضعیف شده بودیم که بریتانیا توانست به سادگی کودتای 1299 رو بر ایران تحمیل کند. باورتان می شود؟ ولی باید باور کنید. چون رخ داده. حالا بیایند و تا آخر عمرشان برای ما فرمول و علم کشف و تولید کنند. (از کتاب محمد علی مجد در کتاب: قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران) ضمنا اسنادش در خود کشورهای غربی موجوده.
واقعا متاسفم که بعضیها ایرانی ها را به تحجر ، توهش ، شهوت و چیزایی امثال اینها متهم می کنند.
گرچه دین اسلام دین علم با معنویت است. و من به شدت خدا را شاکرم که چیزی را که به درد دنیا می خورد و هم به درد آخرت، به ما مسلمانان هدیه داده. شدیدا خوشحال هستم که شیعه حضرت علی هستم.
همین آلمان با آن نازی ها
آمریکا را که بیخیال
فرانسه
بعضی بی شعور ها هم در دانمارک و هلند
خدا وکیلی اگر کسی بیاید و اسلام را با اینهمه فضایل به این قلدران جهان بفروشد خیلی بی معرفت است.
به خدا کورند کسانی که نمیبینند همین الان هم دارند بر علیه ما نیرنگ می کنند و خواهند کرد.
اشتباهاتی که آقایان با فرمول انجام داده اند خیلی زیاد است. البته به بشریت هم خدماتی داشته اند.
خودتان می دانید. همه را میدانید. من دیگر این موضوع را ادامه نمیدهم. ولی عامل این مشکلات چیزی نیست جز حب شهوت و دنیا و مقام از جانب برخی افراد. که خدا همه را به راه راست هدایت کند. البته نادانی و غرور را فراموش کردم.
راستی همیشه حواسمان باشد که کشور ما تا دلتا ن بخواهد دشمن دارد. ولی این را هم می دانم که در کشور ما هم مشکل وجود دارد. و من خود بر این موضوع واقف هستم و ضرباتی خوردم. و باید این مشکلات حل و فصل شود. چون این حق مردم یک کشور اسلامی است که در رفاه زندگی کنند. اصلا یکی از شعار های اسلام همین است. فقر زدایی.
نظام حقوق زن در اسلام
نام کتابی است که متفکر شهید مرتضی مطهری به خط تحریر درآورده.
استاد مطهری شاگرد آیت الله طبابایی. و آیت الله طباطبایی خود شاگرد عمویشآن آیت الله قاضی طباطبایی هستند. این اساتید بزرگوار به درجاتی رسیده اند که در ذهن آدمی نمی گنجد.
کسی نمیتونه مطهری رو از لحاظ منطق و ادراک در علوم مدنی در عصر معاصر زیر سوال ببره. البته اگر قبلا خود اون شخص صلاحیتش از طرف عقلا تایید شده باشه.
حالا تصور کنید که یکنفر بیاد بگه که مطهری کیه که داری از اون مثال میزنی؟
اونوقت همه بهش میخندن. خب معلومه اون آدم مشکل داره دیگه. حالا هر مشکلی که می خواد باشه. یا معاند تشریف دارن. یا بی خبرن از وجود این آدم و مغلته می کنند. یا اینکه رفتند به جناب استبداد گفتند که مطهری رو برای من تعریف کنید. و از اون تعریف هستش که این حرف رو میزنن.
چند سال پیش برای یک کنفراس در دانشگاه برای درس اندیشه اسلامی که درباره ی حقوق زن بود . این کتاب رو خوندم. البته کلی فیض بردم.
اون موقع با سرعت 2ایکس خونده بودمش.امروز یکبار دیگه رفتم و اون قسمت مربوط و مهم رو خوندمش.باور کنید خارق العاده نوشته شده.واقعا این شهید بزرگوار از سطح بالای فهم و شعور برخوردار بوده.
درباره ی همه ی حرفهایی که من میزنم و زدم، شهید مطهری به طور کاملا مفصل تو این کتاب صحبت کرده. و زوایایی رو باز کرده که اینجا جاش نیست که من خدمتتون عرض کنم. در اون کتاب خواهید فهمید که اسلام چقدر به زن اهمیت قائل شده.
مطهری انگار دلش از خیلی چیزها پر است و در اول یکی از فصول پر بار این کتاب مطلبی گفته که من عینا اون رو برای شما می نویسم.
خوب بخونیدش.
چاپ بیستم- تابستان 74- صفحه55
من برخلاف بسیاری از افراد، از تشکیکات و ایجاد شبه هایی که در مسایل اسلامی می شود با همه علاقه و اعتقادی که به این دین دارم به هیچ وجه ناراحت نمیشوم. زیرا معتقدم و در عمر خود بتجربه مشاهده کردم که این آیین مقدس آسمانی در هر جبهه از جبههها که بیشتر مورد حمله و تعرض واقع شده، با نیرومندی ، سرفرازی ، جلوه و رونق بیشتری آشکار شده است.
خاصیت حقیقت همین است که شک و تشکیک به روشن شدن آن کمک می کند. شک مقدمه یقین، و تردید، پلکان تحقیق است. و ... .
نظرات ()روشندلی بی خبر از اطراف، طریق به خطا میرفت.
دستش را گرفته واندکی یاریش کردم.
ازمن بسیار تشکر کرد.
نظرات ()سوال آیتالله نوری همدانی از موسوی
خبرگزاری فارس: آیتالله نوری همدانی با طرح 4 پرسش، از آقای موسوی خواست که برای شفاف سازی بیانیههای خود، پاسخهای روشنی را به این سوالات بدهد.

به گزارش خبرنگار "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس، شبکه ایران نوشت؛آیت الله نوری همدانی از مراجع عظام تقلید، که پیش از این در واکنش به بیانیه هفدهم آقای موسوی گفته بود که "مردم فریب این بیانیه ها را نخواهند خورد "، امروز در اظهار نظری جدید، بیانیه های اخیر او را سوال برانگیز خواند.
آیت الله نوری همدانی در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل ناجای کشور، همچنین با طرح 4 پرسش از آقای موسوی، خواستار ارائه پاسخهای روشن به این سوالات شد.
این مرجع تقلید اولین سوال خود از موسوی را این گونه مطرح کرد: شما خودتان را پیرو و دنبال رو خط امام راحل (ره) و آرمان های بلند انقلاب اسلامی معرفی می نمایید، چرا در مقابل شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران " هواداران تان در راهپیمایی روز قدس هیچ عکس العملی را بروز ندادید؟
وی تاکید کرد: نباید فراموش کرد که دفاع از ملت مظلوم فلسطین و همه ستمدیدگان دنیا جزو سیاستهای اصلی این انقلاب از بدو شکل گیری تاکنون بوده است.
این مرجع تقلید در طرح دومین سوال خود از موسوی، با انتقاد از هواداران فرقه سبز و رهبران آنان درخصوص سردادن شعار " استقلال ،آزادی ، جمهوری ایرانی " اظهار داشت: چرا باید رهبران و گردانندگان این گروه در مقابل این شعار سکوت کنند؟
آیت الله نوری همدانی شعار جمهوری ایرانی را شعاری دانست که رضاخان و پسرش مرتب سر میدادند و تاکید کرد: اسلام نخستین رکن این نظام است و این نظام بدون اسلام هیچ معنا و مفهومی ندارد.
وی به طرح سوال سوم از میرحسین پرداخت: "طرفداران شما در شهر مقدس قم و همچنین تهران و شهرهای دیگرشعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه " را سر دادند؛ اگر شما واقعا پیرو خط امام (ره) و در زمره دوستداران ایشان هستید، چرا آنان را متوجه اشتباه و غفلتشان نمی کنید؟ "
چهارمین سوال این مرجع تقلید از موسوی این بود که: "شما می گویید که هیچ ارتباط و رابطه ای با بیگانگان ندارید اما همگان می دانند که آنها چقدر از شما در رسانه های خود تعریف و تمجید می کنند؛ پس چرا راه خود را از آنان جدا نمی کنید؟
آیت الله نوری همدانی خطاب به موسوی گفت: شما باید به این سوال ها پاسخ روشن و شفاف دهید تا هر آنچه که مبهم است برای همه مردم ایران شفاف سازی شود.
گفتنی است، آقای موسوی در تازه ترین بیانیه خود، اغتشاش روز عاشورا را "تجمع خودجوش مردمی " دانست و اغتشاشگران این روز را همراهان خود، "مردمی خداجوی " و "عزاداران حسینی " خواند.
میرحسین در عین حال برای خروج از آنچه "بحران " نامید، حتی اقدام به تعیین مسیرهایی برای آینده نظام جمهوری اسلامی کرد.
گفتنی است که میرحسین موسوی در جواب گفته است که صحبتهای هر گروهی و قشری را نمی توان به نام موج سبز ضمیمه کرد
_______________________________________________________
پ.ن: اصلا دوست نداشتم که وبلاگم رنگ سیاست به خودش بگیره ولی الان وبلاگم رنگ اسلام و ایران به خودش گرفته. این چیزایی که میبینید سیاست نیست. ما داریم درباره ی مطالبی درباره ی اسلام و اهداف اسلام صحبت می کنیم. البته با دشمنان اسلام ایرانی که لباسهای سبز به تن دارند و به گفته جناب فتنه این رنگ رو به تعصی از ائمه اطهار انتخاب کردند. میرحسین و کروبی کم فکر، باید دهنشون رو آب بکشند و بعد به آغوش ملت بزرگوار برگردند و قبلا از اینکه بیان پیش رهبر انقلاب و پشیمونیشو ابراز کنند باید برن ببینند که خدا میبخشتشون یا نه.
ولی من می دونم که اینطور نخواهد شد. و اونا به راه کثیفشون ادامه خواهند داد و قبر خودشون رو خواهند کند.
جالب اینجا خواهد بود که مثلا بیست یا سی سال دیگه از میرحسین و کروبی به عنوان مظاهر ایستادگی یاد خواهد شد
. البته از نظر بعضیا
بعضی مواقع از حماقت بعضی خواص که عوام بی سواد هم بیشتر از اونها درک دارند، مخم سوت می کشه
سعی می کنم که این آخرین مطلبم در این باره و این موجود باشه
نظرات ()