اخبار جنگ (1)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا         همانا کید و حیله شیطان ضعیف است        نساء/ 76

خیلی خوب میدونه کی حمله کنه.

خیلی خوب میدونه کجا رو مورد هدف قرار بده.

متخصص استفاده از ابزار در جنگ هست که شاید بعد از خدا و کسایی که شکستش دادند کسی به پای اون نرسه.

نمیدونم از کجا یاد گرفته ولی خیلی زبردست هست.

برعکس تصوری که ما از شیطان داریم و یک چهره ی زشت و وحشتناک رو از اون تصور میکنیم ولی به نظر من  اون اصلا چهره ی زشتی نداره. و میتونه خیلی زیبا باشه.

جالب اینجاست که یک نقطه ضعف بزرگ داره که اونم این که عصبانی میشه و من اون رو عصبانی کردم. اگه باورتون نمیشه؟ پس به داستان پایین که کوتاهه توجه کنید.

تهران – خیابان کارگر شمالی – 19 اسفند 88 – تنها –  پیاده – به سمت استگاه خط یک  BRT (میدان انقلاب) -  از کلاس زبان در حال بازگشت بودم  – خانمی از روبرو می آمد(رو به شمال) – من نیز با سرعت مثال زدنی راه میرفتم(رو به جنوب) - اون خانم که به دو متری من رسید یک لحظه به صورت کاملا اتفاقی یا هر چیز دیگه باد زد و شالی که روی سرش بود و ادامه ی شال روی تنه، رفت کنار و غیر از حجاب موی سر مشکلات دیگری نیز داشت که برای یک صدم ثانیه و بی اراده من متوجه موضوع شدم -  نمیدانم چرا ولی سریعا چشمم را بستم و چون مسیر خلوت بود تصمیم گرفتم برای دو ثانیه به راه خودم   با چشمان بسته ادامه بدهم – دقیقا بعد از یک ثانیه متوجه شدم که محکم به یک چیزی خوردم و تعادلم در شرف افقی شدن بود - چشم باز کردم و دیدم که همون دختر خانم نیز در طرف دیگر من  و کمی بی تعادل به راه رفتن خود ادامه میدهد - آری من محکم به اون دختر خانم خورده بودم - چون ایشون  به راه خودش ادامه نداده و تغییر مسیر داده که من محکم خوردم بهش – بنده خدا حتی برنگشت به من فحش بده – جالب اینجاست که من دست و پاهام رو گم کردم و نتونستم معذرت خواهی کنم  هندز فری هم تو گوشم بود - آخه من این جور مواقع اگه رخ بده، حتما عذرخواهی میکنم – اونجا بود که یه لحظه احساس کردم شیطان از دست من تو اون لحظه نا امید و عصبانی شد و متوسل به ابزار شده و اون خانم رو تحریک کرد که تغییر مسیر بده – اگه خنده داره بخندید ولی من کاملا این حس بهم منتقل شد.

چجوری بگم تا خوب درک کنید من همیشه اون رو پیش خودم احساس میکردم. شاید دلیلش این بود که فقط کمی روی این موضوع(مبارزه با شیطان) حساس شده بودم. و اون همیشه بود و الانم هست و خواهد بود. ولی ما از خاکیم و بر آتش غلبه داریم. چون خاک آتش رو خاموش میکنه ولی آتش نمیتونه به خاک آسیب بزنه مگر اینکه خاک که من باشم بی لیاقتی نشون بده.

باور کنید خیلی راحته شکست شیطان البته باید مداومت داشته باشه. با کمی اراده من تو بعضی جبهه ها به طور 100% پیروز شدم. در بعضی دیگر 50% و متاسفانه در بعضی 10% که بعدا خواهم گفت که چرا.

دوستان گرامی اگر تا به حال من تو بعضی موضوعات خودم به طرف گناه میرفتم ولی تو این چند روز دیدم که شیطان اومده بود سراغ من و التماس میکرد. باورتون میشه؟

نکته ی بعدی اینکه من متوجه شدم که بخشی از اشتباهات  که روزانه مرتکب میشیم به شیطان هیچ ربطی نداره و اونها عادتهای رفتاری هستند که تو وجود ما رخنه کردند. و شیطان داره ما رو از دور نظاره میکنه و برامون کف میزنه. مثلا بیخودی و بیهوده حرف زدن و انواع آفات زبان. یا مثلا لجاجت بیخودی و غرور که شیطان فقط یکبار تحریک کرده و اون صفت زشت در ما نهادینه شده. و انجام اون اشتباه هیچ ربطی به ابلیس نداره و باید گفت از ماست که بر ماست.

من قبلا میدونستم که که چرا میرزا جواد آقای ملکی تبریزی که روحشون در قرب الهی باشه، بیرون از خونه نمیرفته مگر برای کارهای واجب از جمله نماز صبح. و کلاس درس. ولی الان تازه تونستم فقط بخشی از اون رو درک کنم. دوستان این آدم(میرزا جواد آقا ملکی تبریزی) مبارزه با شیطان را در این زمینه بخصوص، در بیرون نرفتن از خانه دیده بوده. خدا به ما رحم کنه. و اون ده درصدی که گفتم همین موضوع بود. ببخشید طولانی شد.

پ ن ۶ساعت بعد از انتشار: مطلب دیگری که من کاملا اون رو حس کردم  این بود که به جد من مدد الهی رو میدیدم و هر قدم که برمیداشتم خدا دهها قدم من را کمک میکرد.

/ 37 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ققنوس19

با سلام و عرض ادب وبلاگجالبی دارید و مطالب مفیدی دارد افکار شما مرا به یاد وضعیت بیست سال پیش خودم می اندازد ! اگر وقت داشتید از وبلاگ فقیرانه من نیز بازدید کنید .منتظر حضورتان هستم.[گل]

حمید

سلام خسته نباشید دوست عزیز. روستای شیخ شبان در کجا ايران قرار داره؟

اعظم

سلام بر ققنوس. [گل] فکر کنم که قبلا هم بهتون گفتم مطالبتون رو فوق العاده زیبا شروع می کنین و همین باعث میشه که آدم تا آخر اون رو بخونه حتی اگه طولانی باشه .[لبخند] به مبارزتون با شیطان (این دشمن مشترک )ادامه بدین چون اون از هر کسی که ضربه بخوره من خوشحال میشم .البته همه ی ما باید سعی کنیم که ازش غافل نشیم.

غریبه(مهدی)

سلام فرا رسیدن بهار رو پیشاپیش تبریک میگم امیدوارم سال جدید سالی پربار و همراه با موفقیت و برکت برای شما باشه -------------- ----------- ------------- ----------- عالی مبارزه که شروع بشه....ادم که محکم باشه...پیروزی نصیبشه راستی ممنون که این غریبه رو تحویل میگیرین و بهش سرکی میزنین و با پیامهای گرمتون از تنهایی درش میارین موفق باشین

هستی

هيچ يادت هست توي تاريکي شبهاي بلند سيلي سرما با تاک چه کرد با سر و سينه گلهاي سپيد نيمه شب باد غضبناک چه کرد هيچ يادت هست حاليا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنزار ببين و محبت را در روح نسيم که در اين کوچه تنگ با همين دست تهي روز ميلاد اقاقي ها را جشن مي گيرد خاک جان يافته است تو چرا سنگ شدي تو چرا اينهمه دلتنگ شدي باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن! "فريدون مشيري" [گل]

دل خاکـــــی

سلام اقا سعید کجایی پس؟؟؟ تو تعطیلات اخبار هم میگه تلوزیون... اما شما به کل وبلاگو تعطیل کردی... دیوونه منتظر خبرهای جدیده هااااا...

hasti

sallam in matlab kamelan vasf hale manam bod vali man kamelan hesetono dark mikonam.omidvaram hamamon movafagh bashim to in khod sazi .chon intori bishtar khodaro hes mikonim.bye

بهمن عشاق(فارو)

سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار پر محتوا و زیبایی داشتی در ضمن بهت تبریک میگم به خاطر غیرتت افتخار می کنم هموطنی مثل شما دارم ارادتمند شما بهمن عشاق