یا ابوالفظل العباس

منطق میگفت که برای ادامه مسیر از آب بنوشد و عطش را برطرف کند. دو دستش را  از آب پر کرد. چند لحظه مکث کرد.با آب کمی صحبت کرد. نمیدانم در آب عکس چه کسی را دید. اما ابوالفظل آب را به آب بخشید.  دلیلش را دقیقا کسی نمی‌داند. ولی بسیار سوزناک است.

اینان که بودند؟ این ناخدایان کشتی نجات. این بزرگواران. ما که هستیم؟ عده ای که ضعف را معنا بخشیده اند.

خدایا. هنگام نوشتن دلم به لرزه در می آید . چشمانم غرق در اشک. مشک پر از آب شد. این نامردان مگر نمی‌بینند که یک سقا مشک به دست عجله دارد. آخر چرا اینقدر نامردند. نامردان تیر به مشک میزنید. نامردان دست عباس را قطع می کنید. نامردان تیر به چشم میز‌نید. نامردان عمود بر سرش فرود می آورید. نامردان.نامردان. نامردان .نامردان می دانید که عباس به چیزی غیر از جنگ فکر می کند. نامردان آبروی عرب را بردید. اف بر شما . اف بر شما که اینگونه از حیوانات پست تر گشته اید.http://ghughnos.persiangig.com/image/0314_0020.JPG                                                             این عکس رو سال ٨١ گرفتم

به والله اینان فرزندان همان رسول خدایی هستند که در اذانتان نام آن را می آوردید.

میدانید وقتی یک مرد از جنگ قطع امید میکنه چه حسی پیدا میکنه؟

ناگهان صدایی با سوز جانگدازی به سختی به گوش رسید.  صدایی که اگر به خیمه ها میرسید کودکان همان جا تلف می شدند. اخا ادرک اخا!!! در آن هیاهو  صدا به گوش ارباب رسید. حسین(ع) شمشیری دگر زد و با سرعت سر را به سمت منبع صدا چرخاند. در لابه لای گردخاک چیزی را دید. نقل شده مانند باز شکاری به بالای سر برادر رفت. دید عباس به خون خفته. سر برادر را به روی پا آورد. خون را از چهره اش پاک کرد. از عمق وجودش به عباس گفت: جان برادر؟ برادر فدایت شود. چه کسی تورا به این حال و روز در آورده؟ عباس گفت: برادر توانستم از تو محافظت کنم؟ توانستم وصیت مادرت را انجام دهم؟حسین(ع) با چشمانی اشک آلود با تکان دادن سر تصدیق کرد. به ناگه صدای زنی به گوش رسید. یک خانم قد خمیده. صدا آشنا بود. میگفت: عباس پسرم،، بیا. عباس پسرم،، بیا.

حسین(ع) به سمت خیمه ها رفت و عمود از خیمه برداشت. این یعنی همگی آماده اسارت شوید. وای خدای من نوشتن این مطلب چقدر سخت است.

دیگر توان ندارم. و چشمانم چیزی را نمیبیند.

ای اهل حرم میر و سپهدار نیامد. علمدار نیامد. علمدار نیامد

سقای حسین سید و سالار نیامد. علمدار نیامد. علمدار نیامد

                                                                 خداوندا این اندک را قبول کن.

/ 6 نظر / 17 بازدید
یارآشنا

ای اهل حرم میر و سپهدار نیامد. علمدار نیامد. علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد. علمدار نیامد. علمدار نیامد [گل][ناراحت]

یارآشنا

ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین را تسلیت می گویم

یارآشنا

در مقام حضرت ابوالفضل العباس همین بس که امام سجاد فرمود: برای عمویم عباس در روز قیامت مقامی ست که همه شهدا به آن غبطه می خورند

یارآشنا

يادم ز وفاي اشجع ناس آيد وز چشم ترم سوده الماس آيد آيد به جهان اگر حسين دگري هيهات برادري چو عباس آيد

ققنوس

در این شبها دعایم می کنی هیچ؟

وفادار

سلام علیکم واقعا باید خون گریه کنیم در ضمن عذرخواهی می کنم از اینکه دیر آمدم موفق و موید باشید